ابومحمد کاسکانی

کاسکان از روستاهای قدیمی کازرون است. در کتاب الانساب اثر ابوسعد سمعانی (506-562ق) تألیف قرن ششم هجری قمری (ج10، ص321) از یکی از عالمان و محدثان این روستا نام برده شده:

untitled.png

یعنی:

«کاسکانی... نسبت است به کاسکان از روستاهای کازرون فارس؛ از آنجاست: ابومحمد عبدالله بن محمد بن عبدالله بن برخرد صوفی کاسکانی. او از ابومحمد حسین بن علی بن احمد بن بشّار نیشابوری، از مصاحبان مادرائی، حدیث روایت کرده است. ابوالقاسم هبةالله بن عبدالوارث شیرازی از او حدیث شنیده و یک حدیث از او در معجم شیوخش نقل کرده و متذکر شده که این حدیث را در کاسکان شنیده است.»

نام جدّ بزرگ وی ـ بَرخُرد ـ قابل توجه است. نگارنده در حال حاضر اطلاعی درباره این نام ندارد، اما اصولاً باید نامی ایرانی و نشان‌دهندة زرتشتی بودن اهالی این منطقه تا حدود قرن چهارم یا پنجم هجری باشد.

این هم عکسی از طبیعت اطراف روستای کاسکان و دورنمایی از کازرون:

111.jpg 

سید محمد کازرونی، ریاضی‌دان و منجم قرون 8-9

نزهت‌الاخبار حقایق‌نگار خورموجی، ص583-584: «سید محمد کازرونی در اکثر علوم بااطلاع بود؛ خصوص در ریاضی و هندسه که سرآمد اکثر فضلاء آن زمان بود. از وطن مألوف عزیمت هندوستان نمود. در مملکت دکن به توسط میر فضل‌الله انجو که اعلم علما و مقتدای وزرا بود، به خدمت فیروزشاه بهمنی قیام نمود. منجم‌باشی گردید. در سال هشتصد و ده حسب‌الامر به اتفاق حکیم حسن‌نام گیلانی در بالاکنبایت دولت‌آباد به بستن رصد مشغول شدند. در این هنگام فیروزشاه را مشاغل مهمه در پیش آمد و حکیم حسن نیز وفات یافت، رصد به اتمام نرسید. سال فوتش به دست نیامد.»

خوارزم، روم، سیستان و کازرون

در کتاب احسن‌التقاسیم فی معرفةالاقالیم مقدسی از آثار معتبر مربوط به قرن چهارم هجری درباره خوارزم آمده است:

«خوره‌ای [= شهرستان و ناحیه‌ای] است در دو سوى جيحون. قصبه بزرگ آن در سمت هيطل و قصبه ديگر آن در سمت خراسان است. مردمش با مردم هر دو سو، در آداب و رسوم و لهجه و اخلاق و منش اختلاف دارند. خوره‌اى بزرگ با شهركهاى بسيار و ساختمان‌هاى گسترده مانند كشور روم و سجستان (= سیستان) و كازرون است. ساختمان‌ها و باغ‌ها از يكديگر فاصله بسيار ندارند. كارگاه‌هاى روغن كشى، كشتزارها، درخت، ميوه‌ها و چيزهاى سودمند ديگر براى بازرگانى دارد...»

منبع:

احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم، محمد بن احمد مقدسی، ترجمه دکتر علی‌نقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان، 1361، ص412-413.