مطلبي را در سايت ويكي پديا درباره ي كازرون ديدم كه به نظرم جالب آمد و آن را در اينجا نقل مي كنم؛(هرچند كه بدون ذكر منبع است و عجيب مي نمايد و مسلما باطل است؛ وليكن از بعضي جوانب قابل تأمّل و بحث است و حدّاقل نفوذ و تأثير شاهنامه در مردم اين ناحيه را مي رساند) به اين اميد كه عزيزاني كه اين مطلب را نديده اند بهره گيرند:
«میگویند سُمغان (دهی در بالای کوه شاپور نزدیک کازرون) همان سمنگان شاهنامه فردوسی است که رستم دنبال رخشش پیاده تا آنجا رفت و از دژهای سپید و پهلو که در حوالی ممسنی امروزی است (یا بودنش در قدیم ثابت شده ،)در شاهنامه نام برده شده:
| دژی بود کش خوانندی سپید |
|
بدان دژ بد ایرانیان را امید |
| ز پهلو به پهلو کشیده طناب |
|
سراپرده شاه افراسياب». |
(گویا منبع این مطلب مقدمه کتاب قصه های مردم کازرون از مرحوم محسن پزشکیان است که در آنجا وی ذکر کرده که این قضیه ثابت نشده است - با تشکر از محمدآقا بخاطر یادآوریش).
لازم به ذکر است که شهرستان ممسنی کنونی در گذشته جزئی از کازرون بوده است.
توضيح اين كه داستان از این قرار است:
«رستم در نزدیکی مرز توران بیابانی یافت پر از گورخرِِ ، او یکی از آن ها را شکار کرد.
یکی نره گوری بزد بر درخت که در چنگ او پر مرغی نسخت
پس از خوردن آن گور به خواب عمیقی فرورفت در حالی که رخش چمان و چران در دشت می چرخید. ترکان رخش را بند نهادند و به شهر خود (سمنگان) بردند. در نهایت رستم
غمی گشت چون بارگی را نیافت سراسیمه سوی سمنگان شتافت
رستم ماجرا را با شاه سمنگان در میان گذاشت و قرار بر این شد که شبی در کاخ پادشاه بگذراند تا رخش پیدا شود. در آن شب است که رستم با تهمینه دختر شاه سمنگان همخوابه می شود که نتیجه آن وصلت ، سهراب است.
...
بالاخره سهراب بزرگ و زورآور می شود و برای پیدا کردن نشان پدر با لشکری به سوی ایران حرکت می کند. و در مرز ایران است که به دژ سپید بر می خورد و با ساکنان ایرانی آن دژ (هجیر و پس از آن گردآفرید) مبارزه می کند... .»

نبرد سهراب و گردآفرید - اثر استاد فرشچیان
در اين صورت هم رستم گذري به كازرون داشته است و هم سهراب ! جالب تر اين كه سهراب در سمنگان (كه مطابق اين روايت در كازرون است) به دنيا مي آيد و به سوي ايران و دژ سپيد (كه باز هم در كازرون است) حركت مي كند!
مرحوم علی سامی (نخستين كاوشگر ايراني تخت جمشيد و از مفاخر کازرون ) درباره این دژ چنین نوشته:
« [فردوسی] در جای دیگر گفته است :
پناه دلیران ایران زمین گل است و سپید و ستخر گزین
که مقصد از سخنور عالیمقام سه دژ معروف گل و گلاب که در کهگیلویه ، و قلعه سپید یا دژ اسپید در خاک ممسنی و همین کوه استخر باشد . در جای دیگر راجع به دژ اسپید فرموده است :
دژی بود کش خواندندی سپید بدان دژ بد ایرانیان را امید
و این همان دژ است که اتابک ابوبکر سعد زنگی بداشتن آن هنگام بیم و اضطراب ، و به نزهتگاه شعب بوان هنگام آسایش و فراغ خاطر ، افتخار مینموده است» (مقاله ویرانه های شهر باستانی استخر، مرحوم علی سامی، ص ۱۱).
نکته ای دیگر درباره ارتباط کازرونی ها با شاهنامه:
«به نوشته حمزه اصفهانی بهرام موبد شهر شاپور که در اواسط قرن سوم می زیسته بیش از بیست نسخه گوناگون ترجمه های خداینامه را با هم تطبیق کرده و با سنجش اختلافات آن ها نسخه ای ترتیب داده بود» (فردوسی ، محمدامین ریاحی ، ص ۵۳).
منابع:
-شاهنامه فردوسی، براساس چاپ مسکو، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، جلد دوم، (داستان رستم و سهراب)، انتشارات قطره ، چاپ هفتم ، تهران، ۱۳۸۴.
-فردوسی ، مرحوم دکتر محمد امین ریاحی، چاپ چهارم، انتشارات طرح نو، تهران، ۱۳۸۷.
-ویرانه های شهر باستانی استخر، مرحوم علی سامی، مجله هنر و مردم، آذر ۱۳۵۴ ، شماره ۱۵۸.
-سایت ويكي پديا به نشانی: fa.wikipedia.org