کلمات انگلیسی در لهجه کازرونی
اشاره: این یادداشت از قدیمیترین یادداشتهای مربوط به کازرون از اینجانب است، با این حال تاکنون آن را منتشر نکرده بودم؛ زیرا این مطلب را ناچیز و غیرعلمی (خارج از تخصص خود) میدانستم اما گذشت سالها و نومیدی از سر و سامان دادن به آن باعث شد که به نقل قسمتی از آن در اینجا بپردازم، بدین امید که سرآغاز مطالعات دیگران و یا یاریرسان محققان گرامی گردد.
احتمالاً باید نفوذ این کلمات در لهجۀ کازرونی و برخی لهجههای دیگر از جمله لاری را مربوط به یورش انگلیسیها به فارس در زمان جنگ جهانی اول و پس از آن دانست. ناگفته پیداست که برخی از این کلمات در لهجههای دیگر نیز کاربرد دارند. همچنین باید اذعان کرد که قطعاً منشأ این کلمات را نمیتوان زبان انگلیسی دانست و در برخی صرفاً مشابهت دیده میشود. برخی از این واژگان نیز دیگر بهندرت استعمال میشوند و در بعضی موارد نیز کلمه تغییر معنا داده است:
|
کلمة کازرونی |
تلفظ کلمة کازرونی |
معادل فارسی |
از کلمة انگلیسی |
|
کچ |
Kach |
گاز (گرفتن) |
Catch |
|
رو |
Row |
ردیف |
Row |
|
فوت (کردن) |
Foot |
خم شدن |
Foot |
|
کمپلت |
Kompelet |
کاملاً |
complete |
|
گیلاس |
Gilaas |
لیوان |
Glass |
|
تماته |
Tamaate |
گوجه فرنگی |
Tomato |
|
راپورت |
Raaport |
گزارش |
Report |
|
سی |
Sey |
نگاه |
See |
|
تیم (کردن ساعت) |
Teim |
تنظیم زنگ ساعت |
Time |
|
کتل |
Ketl |
کتری |
Kettle |
|
لین |
Lein |
مسیر |
Lane |
|
کوپ |
Koop |
فنجان |
Cup |
|
هال |
Haall |
سالن |
Hall |
|
لک (دادن) |
Lok |
گرداندن، به تماشا واداشتن |
Look |
|
فیت |
Fit |
مناسب |
Fit |
|
کفه |
Koffeh |
سرفه |
Cough |
|
سور |
Sever |
محکم |
Severe |
«کازرون جزئی است از بهشت، خاک پاکش و طیب هوایش از بهشت سرشته، موطن و مولد و سامان حضرت سلمان و شهر سبز حضرت سلیمان.» (آثارالرضا، ص 39)